مؤلف مجهول
49
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
مسلمين ، بلكه جميع ملّيّين « 1 » . از براى تواتر اجماع انبيا - عليهم السلام - بعد از اين اجماع مسلمين نيز واقع است . فامّا اختلاف است در معنى كلام و معنى بودن اللّه تعالى متكلّم . پس نزد فرقهء ناجيه آن است كه كلام اللّه تعالى اصوات و حروف مسموعهء منتظمهء دالّه بر معانى مطلوبه است ؛ و بودن آنكه اللّه تعالى متكلّم است ، آن است كه اللّه تعالى خلق مىكند كلام را در بعضى اجسام ، و اين كلام حادث است ؛ و به اين معنى اشاره كرده است مصنّف - قدّس اللّه سرّه - : و المراد بالكلام الحروف المسموعة المنتظمة ؛ و معنى أنّه تعالى متكلّم أنّه يوجد الكلام فى جسم من الأجسام . يعنى : مراد به كلام ، حروف مسموعهء منتظمه است كه دلالتكننده است بر معانى مطلوبه ؛ و معنى آنكه اللّه تعالى متكلّم است ، آن است كه اللّه تعالى ايجاد مىكند كلام را در جسمى از اجسام جماديه . اين است مذهب حقّ اماميه - چنانچه گذشت - و بر ايناند معتزله . و نزد حنابله و كرّاميه ، كلام اللّه تعالى عبارت است از صوت و حروف كه هردو قائمند به ذات اللّه تعالى ؛ و معنى بودن « 2 » آنكه اللّه تعالى متكلّم است ، بودن اللّه تعالى است موصوف به صوت و حرف . و نزد اشاعره ، كلام امرى است كه قائم است به نفس اللّه تعالى ؛ آن نوع امرى است كه تعبير كرده مىشود از او به عبارات مختلفه ، و او را مىنامند كلام نفسانى ؛ و اللّه تعالى به اعتبار اتّصاف به اين امر ، متكلّم است . و دليل بر ثبوت مذهب « 3 » آن است كه ايجاد حروف مسموعهء منتظمه در جسمى
--> ( 1 ) . س : ملتين . ( 2 ) . س : بدون . ( 3 ) . منظور مذهب شيعهء اماميه است .